از غم الوده ترین نقطه زمان می ایم
وای کاش در امتداد تنهاییم حظور یابی
و از دنیای هزار رنگ اندیشه ات رنگی را به من
تقدیم کنی
رنگی که از شکوفایی تحسین بر انگیز عشق و
رنگی که...........
مهربانا اشفتگی کلمه هایم سر شار از حسن
زیبایی حظور توست
من تو را با تمام هستی خود هم اوا با رویش
شقایق ها احساس کردم
به راستی چه زمانی وجودم سر شار از شکوفایی
مهربانی تو خواهد شد

اگه میخوای عکس بچه های نازو ببینی بزن برو ادامه مطلب ....
ادامه مطلب...
کسانی که در عشق عاقلند بیشتر عاشقند
وکمتر حرف میزنند
اشکال دنیا این است که جاهلان مطمئن هستندوعاقلان مردد
زندگی دو چهره بیشتر ندارده یا به بازیت میگیره یا به بازیش میگیری
انتخاب با توست راحتی وخوشبختی را با هم اشتباه نگیریم.
**************************
اگه دوست داری عکسای متحرکو ببینی برو ادامه مطلب
ادامه مطلب...

ازدواج
واقعا امر خطیریه
همه تو
پیچیده
بودن ازدواج موندن حالا خودمونیم
![]()
واقعا ازدواج اینقدر سخته ![]()
البته برای بعضیهاسخته
چون هستند کسانی که خیلی راحت با یک
نگاه
................................................................؟
عاشق سینه چاک می شن و می رن پی بختشون
حالا معلوم نیست در پشت پرده بختشون بد بختی
منتظرشون باشه یا خوش بختی که انشاالله![]()
خوشبختی باشه
ما که بخیل نیستیم ![]()
زندگی مثل سفر در پس جاده غمه اگه خوب نگاه کنی بیشو کمه
گاهی اوقات میتونه با یک سفر خودتو رها کنی ای همسفر
تو ی این سفر باید تنها باشی از همه دردو غمات رها بشی
ازپس جاده غم که بگذری خودتو به بی نهایت میبری
اونجا هست یه جاده بی انتها هستن اونجا همه از غما رها
اسم اون جاده امید هست و شفا که عطا کرده اونو به ما خدا
شعر از خودم
سلام عزیزم مهربون اجازه هست بشم فدات؟
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات؟
شب که میاد یواش یواش با چشمک ستارهاش اجازه
هست از اسمون ستاره کش برم برات؟
اجازه هست بیای پیشم یکم بگم دوست دارم؟
تو هم بگی دوستم داری بارون بشم دل ببارم؟
بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم؟
اجازه هست خیال کنم تا اخرش مال منی؟
خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی؟
عشق یعنی
خورشید شم بتابم واسه شبات
برف که شدم ببارم اب بشم واسه غمات
یه موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
وقتی دلت میره نتونی جلوشو بگیری.
انفجار احساسات.

تو ادم نیستی
اخه اون روز هوا بارونی بود
ولی اونا بارون نبودن
اشک بود و اشک بود و اشک اره این فرشته ها بودن
که گریه میکردن اخه یکی ازشون کم شده بود.
همه میگن شیشه احساس نداره
ولی وقتی بخار گرفت و روش نوشتم دوست دارم
اروم اشک ریخت و گریه کرد

احساس نو
حس من با حس تو احساس شد
عشق من با عشق تو اغاز شد
قلب من با قلب توهم راز شد
رفت وبا عشاق هم اواز شد
رفت و رفت و رفت تا مجنون شود
لیلی اید عشق او افزون شود
عشق فرهاد بیندو کوه کن شود
عشق شیرین بین و محرم شود
قلب محرم امده با قلب تو
ساز عشق را سر دهد با عشق تو
حس ما با عشق من با عشق تو
زندگی اغاز و شد احساس نو
شعر از: خودم

ریشه استرس مزمن
خشم پنهان و حرس و حسدوکینه و بخل ریشه بسیاری از استرس ها ی مزمن هستند که خود به علت
پاسخ اشتباه به استرس ها ی گذشته افراد شکل گرفته اند
گاهی نیز عدم شناخت توانایی های فردی یا ترس از ایجاد تغییر باعث می شودکه افراد خواسته های
حقیقیه خود راپنهان کنندواز یک امر ساده استرس مزمن بسازند.
راههایی برای کاهش استرس
-
محدودیت ها وضعف های خودتان را بشناسیدوانها راقبول کنید.
-
یاد بگیرید که در زندگی بازی وتفریح وسر گرمی داشته باشید.
-
شخصی مثبت وسازنده ومفید باشید.
-
یاد بگیرید که گذشت داشته باشید.
-
یاد بگیرید که برای کارهایتان برنامه ریزی داشته باشید.
-
از رقابت ها و چشم وهم چشمی های بیجا بپر هیزید.
-
یاد بگیرید که روش شما برای استراحت و ارامش : منظم وعاری از داروهای ارام بخش باشد.
-
به طور مرتب ورزش کنید.
پاییز بهترین و رنگارنگ ترین فصل خداست من عاشق پاییزم .ولی من متولد بهارم بهار هم اسم
زیبایی داره هم خودش زیباست.ولی خوب نباید کم لطفی کرد هر کدوم از فصلهای خداوند یه زیبایی
داره.میدونی... غروب پاییییییییییزه دلم غم انگیییییییییزه.
من متولد فروردین ام ۴ روز که از عید نوروز گذشت من به دنیا اومدم.
ولی از یه چیز ناراحتم
اخه تولدم وسط وسط عیده همه از شیرینی و شکلات خسته شدن
کیه که بیاد کیک بخوره.؟ تو میای ؟ اره تو نه اون نه تو؟
برای همین بیشتر تولدام سر سفره عیده.![]()
نشستی یه گوشه هی منفی میبافی ول کن بابا این همه فکر کردیم چی شده که بعدش بشه
فکر فکر فکر
یه کم بخند به دنیا تا دنیا برات بخنده نشد به چاک دیوار![]()
یه اقایی میره معدن بقیش باشه واسه بعدا ![]()
یکی اقای کچلی میره سلمونی یهو همه نگاش میکنن
می گه چیه می خوام اب بخورم ![]()
یه ادم لنگی با کشتی رفته بود مسافرت ازش پرسیدن مسافرت چطور بود
گفت همش استرس داشتم گفتن چرا گفت اخه همش میگفتن لنگرو
بندازین تو اب .
سلام دوستان به وبلاک من خوش اومدید.
این ستاره هم تقدیم به شما هم وبلاگی های
عزیزومحترم وگرامی
