تبليغاتX
mosafer
مسافر سحر در جاده ی بی انتهای زندگی
تولد تولد تولدم مبارک                                                                    

ســــــــلام به دوستای خودم

اقا امروز تولدم ...تولدمو بهم تبریک نمیگین؟

همتون دعوت دارین ...بابا چقدر شیکمویین

اره کیک تولدم دارم به اونم میرسیم...

اول بزار یه کم شادی کنیم...فکر نکنین هر چی

تو سفره عیدمون بوده اوردما...نه ....!

به هر حال... به همتون خوشامد میگم

حالا همه باهم ...دوستان :تولد تولد تولدت مبارک

خوب اینم از کیک...

دوستان همه بیان جلو

دوستان:بیا شعمارو فوت کن که صد سال زنده باشی

سمیرا ناخونک نزن بزار اول شعمارو فوت کنم بعد

همه باهم یک... دو ...سه...

خوب حالا بفرمایین ...عجله نکنین به همتون میرسه

بفرمایین بفرمایین

بچه ها خیلی خوش گذشت مرسی که تشریف اوردین

ایشالله واسه تولدای خودتون جبران میکنم

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 9:59
توسط ..:: mina ::..

ســــــــــــــــــــــــــلام                        سال نوی همتون مبارک                 

یه سلام بهاری به همه دوستای خوب خودم

اقا وقته گل سنوبره        عیدی ما یادت نره

امیدوارم این سال واستون سالی همراه با شادی و نشاط باشه

خداییش سال ۸۶ واسه ما که زیاد خوشایند نبود ایشالله امسال

 سال خوبی واسه من و شما باشه ...اقا گرگان و فراموش نکنینا

حتما واسه عید یه سر اینجا بیاین منو خبر کنین که اینجا همراهیتون

کنم ...راستی پیشاپیش تولد خودم و به خودم تبریک میگم اره بابا

سه روز دیگه تولدم ...در ضمن زیاد شیرینی و شکلات و اجیل نخورینا

مریض میشین میفتین رو دست مامان باباهاتون... نگین جوونیم باید

تقویت بشیم ...یه چیز دیگه...چند روزه دیگه شاید وبلاگم به یه وبلاگ

عاشقانه تبدیل بشه بله دیگه بلاخره بعد دو سال دارم دوباره عاشق

میشم البته هنوز شک دارم تاببینیم خدا چی میخواد ولی از طرف

مطمئنم که...البته بین خودمون بمونه هااااااااااااااااااااااااحالا اگه از خودمم

مطمئن شدم در موردش تو وبم مینویسم...فقط از یه چیز میترسم

اینکه داداشام وبمو بخونن حالا ببینینم چی پیش میاد...

مجددا" عیدو به همتون تبریک میگم من دیگه برم عید دیدنی

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 12:8
توسط ..:: mina ::..

سلام بلاخره بعد یک ماه اومدم

یه نفس راحت کشیدینا اااااااا اره؟

خلاصه باید  منو ببخشین نتونستم بهتون سر بزنم

اخه نشد که بیام حالابهتون میگم ...داستانی داره واسه خود

از قرار داداشمم میخواست یه رایانه خفن تر بخره واسه همین

اونو فروخت به  برادر زادم وقتی هم رایانه اومد با خودم

گفتم خوب دیگه میتونم یه سری به وبم بزنم اما باز یه مانع

دیگه جلو ی رام سبز شد کیس لعنتیش خراب بود

 شصت بار این رایانرو  بردن و اوردن تا اینکه

درست شد تا اومدیم به خودمون بیام داداشه لج کرد

 و در اتاقشو قفل زد... گفتیم چه شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

اونم گفت پول تلفنم زیاد اومده..از قرار فکر میکرد تقصیر از منه...

ولی خداییش زیاد اوده بود هفتاد هزار تومن کم پولی نیست

 منم با هر کلکی  بود کلید اتاقشو به دست اوردم ...به هر حال موانع

یکی پس از دیگری میومدنو میرفتن تا اینکه بنده الان در خدمت شمام

ولش کن بابا  گذشته ها گذشت اصل حالتون چطوره امیدوارم خوب خوب

باشین دیشب حسابی ترکوندین دیگه...بابا چهار شنبه سوری نیس که

چهار شنبه سوزیه من اول قصد داشتم برم بیرون ولی وقتی اون تصاویره

وحشتناکو از تلوزیون دیدم خدایش ترسیدم  ...

حتما شما هم دیدین ...اقا همچین سوخته بودن که نگو و نپرس

یارو تو حیاط خونشون بوده ترقه که زدن یه ان رفته تو چشش

...جوون مردم همچین درد میکشید که دل شیطون

هم به درد میومد خیلی دلم واسش سوخت...

یه پسر بیس بیست و پنج ساله که یه چشمش به همین زودی

از بین رفت میگفت خیاطه اما دیگه نمیتونه خیاطی کنه

بعضی از ادما با کارای اشتباشون نه تنها عید خودشونو بلکه

عید دیگرانو هم خراب میکنن

امیدوارم که شما عید قشنگی داشته باشین و عید و پیشاپیش

به همتون تبریک میگم و خیلی دوستون دارم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 14:1
توسط ..:: mina ::..

                                               ۲۲ بهمن مبارک

سلام به دوستان همیشه همراه

اقا ماهم جو زده شدیم و دیروز با بچه ها رفتیم تضاهرات۲۲بهمن 

مگه تو نرفتی... ای بابا چرااااااااخوب تنبلی کردی دیگه... چرا نداره...

جاتون خالی حسابی شعار دادیم ...البته جای شما هم خالی کردم

یه چند تایی هم به جای شما شعار دادم... چه کنیم دیگه...

همه از ته دلشون داد میزدن البته بعضــــــــــــــــــیا هم یه گوشه

وایساده بودن و فقط شعار دهنده های مونث و می پاییدن

از اون مو سیخ سیخی ها که خیلی این روزا زیاد شدن

شما که از اون موجودات  نیستین که هاااااااااااااااا.........

البته همین که اومده بودن از خونه بیرون خودش کفایت میکنه

خلاصه...بعضی ها شعار میدادن بعضی ها خجالت می کشیدن

بعضی ها هم جو زده شده بودن و به جای مرگ بر اسرائیل ...

میگفتن مرگ بر ازرائیل و تن ازرائیل بیچاره رو  می لرزوندن

بعضی دیگه هم بوش و میگفتن موش یکی هم پشت سر من بود

و بوشو میگفت جوش البته وقتی فهمید خودشم هم خندش گرفت

منو خواهر زادهام دیگه حسابی خسته شده بودیم... منم که اومدم خونه

یه سر دردحسابی گرفتم ولی خوب خوشحال بودم که در این حرکت جمعی

شرکت کردم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:0
توسط ..:: mina ::..

سلام سلام بازم سلام به دوستای گل خود خود خود خود..........خودم

امیدورام مثل همیشه خوب خوب خوب خوب............خوب باشید.

اول یه تشکر کنم از دوستایی که به من لطف دارن مخصوصا بعضیــــــــــا

این جمله اینجای گلوم گیر کرده بود

راستی جای همتون خالی چند شب پیش بله برون داداشم بود ...خوب بود

ولی اون جوری که باید به من نچسبید اخه بله برون تو محرم نمیشه که...

یعنی اصلا با هم جور در نمی یان ...توی بله برون ادم باید ....میدونین که

چی میگم البته این فقط یه صیقه محرمیت بود عقد اصلی سر جاشه

اون موقع حسابی دلمو خالی میکنم.

اقا بگم از برف... چه برفی ...همه گرگانی ها جو زده شدن ...اخه

همچین برفی سابقه نداشته...دروغ نگم یک متر برفه...

بازم جاتون خالی صبح روز دوشنبه دختر پسرای همسایه، همگی ولو بودیم

تو خیابون و برف بازی کردیم هنوز دم در نرسیده و تو خیابون نرفته

حسابی برف بارمونم کردن خیـــــــــــــــلی حال داد...یه خونه به سبک

اسکیمویی با کمک داداشم تو حیاطمون ساختیم  خیـــلی قشنگه

همسایه هامون همه اومدن به دیدنش...یکی از پسرای همسایمون

ازش فیلم گرفت ...خودمونم حسابی کنارش عکس گرفتیم چند دفه هم

من توش نشستم و داداشم  ازم عکس گرفت...خلاصه به قول معروف

حسابی حـــــــــــالی به حــــــــــــــــــــــــو لی...درس مرسمم که بی

خیالش بودم ...زن داداش جدیدمو نم  بود دختر خوبیه از همین جا

واسه داداشم ارزوی خوشبختی میکنم همین طور واسه همه جوونای

که ازدواج کردن وقراره ازدواج کنن.

 

این عکس منه با اون کلبه اسکیمویی که بهتون گفتم ببخشید شترنجیه

اخه بلد نیستم بزرگ و با کیفت بهتر بزارمش

یه خواهشی که ازتون د ارم اینه که اگه کسی طرز گذاشتن عکس با

سایز بزرگترو بلده تو نظرات واسم بنویسه

تا بتونم عکسایی با کیفیت بهتر واستون بزارم

عکسایه قشنگی دارم اگه یادم بدین لطف بزرگی کردین.. مرسی...

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:17
توسط ..:: mina ::..

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالتون چطوره؟

بابا دلم پوسید از دوریتون هر وقت اومدم اپ کنم قسمت نشد.

تا به الآن که یه خبر خوشم دارم ...داداشم میخواد زن بگیره... 

بالاخره زن مورد نظرشو پیدا کرده حالا فقط من موندم ...

نه بابا شوهر چیه من میخوام درسمو بخونم به قول معروف پله های

ترقی رو یکی یکی برم بالا تا ببینم چی میشه...

راستی مشکل قطعی گازمون حل شد

دیگه نه از کرسی خبریه نه از بخاری نفتی و چراغ نفتی

خلاصه یه تجربه بود دیگه ...انسان باید هرچیزیو  به فال نیک بگیره

 حا لا میخوام چند جمله بهتون بگم اون روحتون حال بیاد...

انسان فکر میکند که اگر مشکلات از سر راهش برداشته شوند

به سعادت و خوشبختی میرسد

بدیهی اش  را پرداخت کند ، یه شغل خوب پیدا کند ،

مشکلاتی که هم اکنون با انها دست و پنجه نرم میکند

قطعی گازشان حل شود بعداز آن زندگی اش خوب و لذت بخش

 می شودولی بعد از اینکه همه انها را تجربه کردیم تازه می فهمیم

که زندگی همان چیز هایی است که ما انهارا موانع میدانیم...

با این بصیرت در میابیم که جاده ای به سوی خوشبختی وجود ندارد

                               .......خوشبختی همین جاده است.......

پس بیایید از هر لحظه زندگی مان لذت ببریم

برای یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که منتظر بمانیم

منتظر فارغ التحصیل شدن ،رسیدن به دانشگاه ، دریافت وام، پخش فیلم 

 مورد نظرمان از تلویزیون ، مردن ، تجدد دوباره

،شروع به کار ، شروع تعطیلات ، صبح جمعه

آمدن بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان ، کاهش وزن ، اضافه وزن و........

                          .....زندگی یک سفر است نه یک مقصد......

پس ای مسافر سفرت خوش...

هیچ زمانی  بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد

زندگی کنید واز حال لذت ببرید

کمی بیاندیشید زندگی خیلی کوتاه است

شما در کدام لیست قرار دارید؟ نمیدانید؟




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 14:40
توسط ..:: mina ::..

                                            

                           سلام بر عاشورا و عاشورایی ها

سلام.... سلامی به گرمیه خونه های گرمتون نه به سردی خونه سرد ما

واقعا سرمای وحشتناکیه امیدوارم هیچکدوم از شماها گاز خونه هاتون

قطع نشهچون واقعا سخته اونم تو این هوا... من دارم الان تو این اوضاع

به سر میبرم همه خونوادم مهمون اتاق من شدن با یه بخاریه نفتی

از شما چه پنهون... چند شب پیش زیر کرسی خوابیدیمنمردیم و زیر

کرسی هم خوابیدیمخلاصه اوضاع خنده داری شده اگه از وضع درس

خوندنم بگم که.... گریم میگیره اما گریه نمیکنم چون میترسم اشکم قندیل

بزنهخلاصه عزیزان  به حق هم وبلاگی بودنمون هم که شده در مصرف گاز

صرفه جویی کنین که انشالله با دعای شما تا سه شنبه یعنی سه روز

دیگه گازامون وصل شه و مارو از این فلاکت نجات بدن

اگه یه کمه دیگه نفس بکشم تمام مانیتورمو بخار میگره و من دیگه هیچیو

نمیتونم ببینم پس همه باهم هرگز نشه فراموش....... گاز اضافی خاموش

     




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 9:21
توسط ..:: mina ::..

سلام  به دوستای گل خود خودم بعد از چند روز اومدم براتون اپ کنم

با اینکه گذشته ولی خوب عید قربان مبارک امیدوارم شب یلدا بهتون حسابی خوش گذشته باشه

                                                                 

میخواستم تا بعد کنکور اپ نکنم ولی مگه دلم اومد همیشه دلواپس بودم انگار که داشتن تو دلم

رخت می شستنحتی دیگه دلم به درس هم نمیرفتتا اینکه طاقت نیاوردم   اخه خیلی

دلم واستون تنگ شده بود بعد تازه این همه روزای قشنگ مگه می شد نیاد و تبریک نگفت

                                                                                                                         

 راستی  عید غدیر و پیشاپیش بهتون تبریک میگم

همینطور کریسمس و به همه مسیحی های عزیز تبریگ میگم.

روز های قشنگیه برگای پاییزی و عیدو زمستون و برف و.....

خلاصه به قول معروف حسابی حالی به حولی.

راستی روز جمعه عید قربان رفته بودیم جنگل نهارخوران البته طرفای سرخ چشمه و زیارت

اونایی که اومدن گرگان اینجاهارو میشناسن.

اون طرفا حسابی برف بود جاتون خالی کلی برف بازی کردیم جنگل خیلی خوشگل شده بود واقعا

که رویایی بود.

 

 چند تا عکس  واستون گذاشتم که اندکی با طبیعت گرگان و استان گلستان اشنا شید

                                           این ابشار زیارت گرگانه

                                                                                   

                                           ابشار شیر اباد

                                 

                                                  ابشار کبو د وال

  

           

 

زندگی نقاشی با مدادی است اما بدون پاکن مواظب باش

نقاشی تو خوشگل بکشی...!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 13:53
توسط ..:: mina ::..

                                                                       

الویس آرون پریسلی در سال ۱۹۳۵ در خانه ای دو خوابه در توپه لو میسی سی پی به دنیا آمد. 

گلادیس مادر الویس در مزرعه پنبه جمع می کرد و ورنون پدرش دایم از شغلی به شغل دیگر

میچرخید.راستشو بخواین از این خواننده راک انگلیسی خیلی خوشم میاد نه تنها از تیپش بلکه 

از طرز خوندنش .حیف که دیگه تواین دنیا ....نیست...   یه چیزایی در موردش نوشتم بد نیست

بخونین .اونجور که من تحقیق کردم الویس مردی رمانتیک و خجالتی بوده و پس از مرگ همسر

تا اخر عمر ازدواج نکرده و به اون وفادار مونده تا اینکه در سن ۳۶ سالگی به علت خوردن

بیش از حد قرص ها ی ارام بخش در حمام دچار سکته قلبی میشه و متاسفانه




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:8
توسط ..:: mina ::..

                                                             

بلاخره ماهم میخوایم وارد دانشگاه شیم ببینیم اخه این دانشجو شدن چه مزه ای داره

که همه هجوم میارن میگی چرا تا حالا به فکر نبودی اخه داستان داره عزیز

سال اول که اصلا ازدرس و امتحان حالم بهم میخورد

واسه همین نخوندم ولی به هر حال پیام نور قبول شدم

ولی خوب نرفتم .....واسه همون مسئله که عرض کردم خدمتتون 

 خلاصه سال دوم هم به خاطر بعضی دیگر از مسائلنتونستم بخونم

یعنی اصلا حسشو نداشتم یه جورایی به افسردگی دچار شده بودم 

 تا امسال که واقعا اراده کردم ومیخوام بخونم میدونم دیره ولی خوب بهتر از هیچییه

و خوا هشی که بنده از شما دارم اینه که واسم دعا کنین اخه خدا شمارو دوست داره

خیلی با حالین  خلاصه به قولی اتماس دعا داریمیه چیز دیگه من زیاد نمیتونم

 بیام به هر حال شما باید بنده رو عفو کنینولی خوب به مایه سر بزنین بد نیست

تا ببینین اخر و عاقبت این بنده حقیر  چی میشه....................

                                                   درد و دل

میتونم یه چیز بهت بگم؟ مطمئن باش از ته ته قلبم میگم.....                                                 

همیشه دوست داشتم که خدا یه همراه بهم بده یه همراهی که همیشه کنارم باشه

مال من باشه بتونم باهاشارتباط بر قرار کنم ...مال من نوکیاست مال شما چیه؟

یه نفر به اسم دخترا این شعرطنزو نوشته بود ولی اگه دقت کنین بیشتر واسه پسراست  

آخر يه روز تيک ميگيري ، لباسهاي شيک ميگيري

، بابات را ميکني کچل ، تا بيني رو کني عمل

 

، با همراهت زنگ ميزني ، عينک رنگ رنگ ميزني

 

، اين دل و اون دل ميزني ، هي به موهات ژل ميزني

 

، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو

 

، با اشوه هاي شُتري ، ميشيني پشت موتوري

 

، تو خيالت خيلي تکي ، فکر ميکني با نمکي  

 

  خوشی با این تیپ خفن حالا قشنگی مثلا

         

   




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 15:24
توسط ..:: mina ::..